حساب بانکی‌ای که سال‌هاست تراکنشی نداشته، از نظر بانک یک ردیف بی‌هزینه در پایگاه داده است. از نظر کسی که دنبال مسیری برای جابه‌جایی وجه می‌گردد، یکی از ارزشمندترین دارایی‌های موجود در شبکهٔ بانکی است: هویتی که واقعاً احراز شده، و سابقه‌ای که خالی است.

در گفت‌وگوی عمومی، ساماندهی حساب‌های بانکی مازاد معمولاً به‌عنوان یک خدمت رفاهی معرفی می‌شود — اینکه شهروند بتواند بدون مراجعه به شعبه، حساب‌های بی‌استفاده‌اش را ببندد. این توصیف درست است اما ناقص. از منظر مبارزه با پول‌شویی، موضوع چیز دیگری است: کاهش سطح حمله.

چرا حساب راکد ارزشمند است — برای مهاجم

برای فهم اینکه چرا این موضوع یک کنترل تطبیقی است و نه یک قابلیت خدماتی، باید از سمت سوءاستفاده به آن نگاه کرد.

چرا حساب راکد برای سوءاستفاده جذاب است. هر سه ویژگی از منظر مهاجم مزیت است.
  • هویت واقعی و احرازشده حساب با مدارک معتبر افتتاح شده و از فیلترهای شناسایی اولیه عبور کرده؛ چیزی که هویت جعلی هرگز به‌دست نمی‌آورد.
  • سابقهٔ رفتاری خالی مدل‌های پایش رفتاری، رفتار امروز را با گذشتهٔ مشتری می‌سنجند. وقتی گذشته‌ای نیست، مبنای مقایسه هم نیست.
  • توجه نظارتی پایین صاحب حساب سال‌هاست سراغش نرفته و احتمال اینکه خودش متوجه تراکنش‌های تازه شود کم است.

ویژگی دوم از همه مهم‌تر است و مستقیماً به معماری پایش برمی‌گردد. لایهٔ رفتاری پایش — که در پایش خودکار تراکنش‌ها شرح داده‌ایم — رفتار هر مشتری را با خودش در گذشته و با هم‌گروه‌هایش می‌سنجد. حسابی که سه سال هیچ تراکنشی نداشته، برای این لایه یک نقطهٔ کور است: هر رفتاری، اولین رفتار است.

همین است که حساب راکد را به مادهٔ خام «حساب اجاره‌ای» تبدیل می‌کند — حسابی که صاحب قانونی‌اش آن را در اختیار دیگری می‌گذارد. تبصرهٔ ۲ ماده ۷۵ آیین‌نامه دقیقاً همین را هدف گرفته است: مؤسسات مالی مکلف‌اند از ارباب‌رجوع تعهد بگیرند که اجازهٔ استفادهٔ سایر اشخاص را به غیر از خود از خدمات پایهٔ دریافتی ندهد و در صورت اطلاع از بهره‌برداری دیگران، بلافاصله موضوع را به مؤسسه اطلاع دهد.

همان بند، موارد قانونی — ولایت، وصایت، قیمومیت، وکالت و نمایندگی شخص حقوقی — را استثنا کرده، اما به شرط درج مشخصات نماینده و انجام رویه‌های شناسایی مقتضی. یعنی مرز میان «نمایندگی قانونی» و «حساب اجاره‌ای» یک چیز است: ثبت‌شدن یا نشدنِ رابطه در سامانه.

چرخهٔ عمر حساب مازاد

چرخهٔ عمر یک حساب مازاد از منظر کنترل. هر گام یک نقطهٔ مداخله است.
  1. افتتاح حساب برای یک نیاز مشخص باز می‌شود — یک وام، یک حقوق، یک خرید.
  2. پایان نیاز نیاز تمام می‌شود اما حساب بسته نمی‌شود؛ چون بستن، مراجعهٔ حضوری می‌خواهد.
  3. رکود حساب ماه‌ها یا سال‌ها بی‌تراکنش می‌ماند و از رادار صاحبش خارج می‌شود.
  4. بازفعال‌سازی یا صاحب حساب دوباره از آن استفاده می‌کند، یا شخص دیگری. تفکیک این دو، کار سامانهٔ پایش است.

گام دوم جایی است که مسئله ساخته می‌شود. تا وقتی بستن حساب هزینه‌ای بیشتر از نگه‌داشتنش داشته باشد — یک روز مرخصی و یک مراجعهٔ حضوری — رفتار عقلانیِ مشتری این است که حساب را باز نگه دارد. انباشت حساب‌های راکد، نتیجهٔ طبیعی همین نامتقارنی هزینه است.

به همین دلیل، سازوکاری که بستن حساب را غیرحضوری و کم‌هزینه کند، یک کنترل پیشگیرانه است: انگیزهٔ نگه‌داشتن حساب بی‌استفاده را از بین می‌برد. بانک مرکزی سامانه‌ای با نام «حسام» را برای همین منظور معرفی کرده است — مشاهدهٔ یکپارچهٔ حساب‌های شخص در همهٔ بانک‌ها، ثبت درخواست بستن حساب مازاد بدون مراجعه به شعبه، و انتقال مانده به حسابی که خود شخص معرفی می‌کند.

در کنار آن، محدودیتی بر شمار حساب‌های فعال هر شخص حقیقی مطرح شده که افتتاح حساب تازه برای دارندگان شمار زیادی حساب فعال را مشروط می‌کند. هدف روشن است: کاهش انباشت. جزئیات اجرایی — از جمله مهلت بانک برای بستن حساب و موارد استثنا مانند وجود بدهی، مسدودی قضایی یا تعهد باز — در بخشنامه‌های ابلاغی تعیین می‌شود و مبنای عمل هر مؤسسه، همان ابلاغیه است.

آنچه از سمت مؤسسه لازم است

قابلیت بستن غیرحضوری، سمت مشتری را حل می‌کند. اما برای واحد تطبیق، چند تکلیف در همین نقطه فعال می‌شود.

«راکد» باید یک وضعیت باشد، نه نبودِ داده. تفاوت مهمی است میان «این حساب تراکنشی ندارد» و «این حساب در وضعیت راکد است». اولی یک استنتاج از خالی‌بودن جدول تراکنش‌هاست؛ دومی یک فیلد با تاریخ ورود به وضعیت. فقط با دومی می‌توان پرسید «چند حساب در شش ماه گذشته از وضعیت راکد خارج شده‌اند؟» — پرسشی که پاسخش یک صف بررسی می‌سازد.

بازفعال‌سازی خودش یک رویداد است. حسابی که پس از سال‌ها سکوت ناگهان فعال می‌شود، حتی اگر مبلغ تراکنش کوچک باشد، الگویی است که ارزش امتیازدهی دارد. سناریوی مبتنی بر مبلغ این را نمی‌بیند؛ سناریوی مبتنی بر تغییر وضعیت می‌بیند.

بستن حساب، پایان تکلیف نیست. ماده ۱۴۲ نگهداری اسناد و سوابق تعاملات کاری را ده سال الزامی کرده و تبصره ۲ ماده ۱۴۳ «قابلیت بازسازی فرآیند زنجیرهٔ معاملات» را می‌خواهد. حسابی که بسته می‌شود، سوابقش باید بماند و قابل بازسازی باشد — نه اینکه با بستن حساب، رکوردهایش بایگانی سرد شوند و از دسترس جست‌وجو خارج. تفصیلش در نگهداری سوابق آمده است.

درخواست بستن، گاهی خودش نشانه است. در دستورالعمل سطح فعالیت، حالتی صریح پیش‌بینی شده: اگر مشتری دارای مغایرت رفتار مالی پس از مراجعه، بدون ارائهٔ توضیحات و مستندات درخواست قطع تعامل کاری و بستن حساب کند، مؤسسه مکلف است گزارش موضوع را به مرکز ارسال کند. یعنی مسیر بستن حساب باید بداند آیا پروندهٔ مغایرت بازی وجود دارد یا نه — و اگر دارد، بستن، خاموشی نیست؛ گزارش است.

نسبت با شناسایی مستمر

رکن پنجم شناسایی معمول، «اجرای فرایند شناسایی معمول به‌صورت مستمر» است: اطمینان از بهنگام‌بودن اطلاعات اخذشده و پایش مستمر بر اساس سطح فعالیت مورد انتظار.

حساب راکد این رکن را در وضعیت دشواری قرار می‌دهد. مشتری‌ای که سال‌هاست مراجعه نکرده، اطلاعاتش هم بهنگام نشده: نشانی عوض شده، شغل عوض شده، شمارهٔ تماس از کار افتاده. پس در لحظهٔ بازفعال‌شدن حساب، مؤسسه با پرونده‌ای روبه‌روست که هم شناسایی‌اش کهنه است و هم سابقهٔ رفتاری‌اش خالی. این ترکیب، خودش دلیل کافی برای ارتقای سطح شناسایی پیش از سرویس‌دهی است.

به بیان دیگر، ساماندهی حساب‌های مازاد از دو سو کمک می‌کند: حساب‌هایی که بسته می‌شوند دیگر قابل سوءاستفاده نیستند، و حساب‌هایی که باقی می‌مانند، مجموعهٔ کوچک‌تری‌اند که پایش مستمر رویشان شدنی‌تر است.

آنچه سامانه باید بتواند

  • وضعیت «راکد» به‌عنوان یک فیلد با تاریخ ورود و خروج، نه استنتاج از نبودِ تراکنش؛
  • سناریوی مبتنی بر تغییر وضعیت برای بازفعال‌شدن حساب، مستقل از مبلغ تراکنش؛
  • اتصال مسیر بستن حساب به پرونده‌های باز — مغایرت رفتار مالی، هشدار بازنشده، مسدودی — پیش از اجرای درخواست؛
  • ثبت ساخت‌یافتهٔ روابط نمایندگی (ولی، وصی، قیم، وکیل، نمایندهٔ شخص حقوقی) تا مرز آن با استفادهٔ غیرمجاز قابل تشخیص باشد؛
  • نگهداری سوابق حساب بسته‌شده در همان بستر قابل جست‌وجو، نه بایگانی سرد؛
  • الزام به‌روزرسانی اطلاعات شناسایی در لحظهٔ بازفعال‌سازی، به‌جای اتکا به دادهٔ سال‌ها پیش.

این نوشته صرفاً جنبه اطلاع‌رسانی دارد. جزئیات اجرایی سامانه‌های ساماندهی حساب و محدودیت‌های مربوط، تابع آخرین بخشنامه‌های ابلاغی بانک مرکزی است.

تعریف کوتاه اصطلاح‌های این مقاله در واژه‌نامه: حسام، حساب راکد و مازاد

می‌خواهید ببینید این الزامات در عمل چگونه اجرا می‌شوند؟


بازگشت به فهرست مقالات مقالات مدیریت ریسک